سانتوشا: راه یوگی برای یافتن آرامش در همینجا که هستیم
اما این واقعیت کهن را نمیتوان نادیده گرفت: **برای دستیابی به رضایت واقعی، باید زمان بگذارید و کار کنید.**
بازیگوشی، معصومیت، و نگاهی بیپرده به زندگی از جمله ویژگیهایی هستند که با دیدن کودکانم به ذهن خطور میکنند. آنها در جهانی متولد میشوند که همه حسهایشان خام و زنده است، زبانی جز احساسات بدنی و هماهنگی با انرژیهای اطراف ندارند. این حالتی خالص و طبیعی است که در طول زندگی، آن را شکل میدهیم تا بتوانیم در جامعه بهتر زندگی کنیم.
بالاسانا**، که با عشق به عنوان *وضعیت کودک* شناخته میشود، یکی از آساناهای یوگاست که بسیاری از ما با آن آشنا هستیم. این نام از واژهی سانسکریت *بالا* به معنای "جوان و کودکوار" گرفته شده است. بالاسانا یکی از وضعیتهای پرکاربرد در تمرینات یوگاست و مانند یک نقطهی اتصال در بین حرکات مختلف عمل میکند.
اما دلیل اینکه فرو رفتن در این وضعیت تا این حد آرامشبخش است چیست؟ بستن چشمها، قرار دادن پیشانی روی زمین، یک بلوک یا دستانمان،ما را به زمین متصل میکند. یکی از اساتید یوگا همیشه میگفت:
"چشمانت را ببند تا بیشتر ببینی."
با نشستن روی پاشنهها و استراحت در این حالت، سیستم عصبیمان آرام میشود.
یادگیری تسلیم شدن در بالاسانا بخش مهمیاز تمرین است. عمل *رها کردن* و *در لحظهی حال بودن* درسی ارزشمند از این وضعیت است.این حرکت به ما کمک میکند تا ذهن خود را آرام کنیم، با آن بخش عمیقتر و ساکتتر درون خود ارتباط برقرار کنیم، و زندگی را همانطور که هست، دریافت کنیم.
اگرچه کریشنا بیشتر به خاطر نقش خود در*بهاگاواد گیتا* شناخته میشود، اما داستانهای کودکی او نیز بینشهای لذتبخشی را به ما ارائه میدهند—به ویژه که این خدای کوچک و بازیگوش، اغلب در دنیای انسانها شیطنتهایی میکرد که میتوانیم آن را در کودکان نسلهای مختلف ببینیم!
یکی از داستانهای *بهاگاواتا پورانا* نقل میکند که کریشنا مشتی خاک را برمیدارد و در دهان خود میگذارد. برادرش، بالارام،بلافاصله نزد مادرشان میدود و شکایت میکند. مادر کریشنا با خستگی از او میپرسد:
"آیا خاک خوردهای؟"
با وجود اینکه صورت کریشنا پوشیده از گلو خاک است، او انکار میکند و میگوید که برادرش دروغ میگوید. مادرش از او میخواهد دهانش را باز کند تا حقیقت را بفهمد. اما وقتی کریشنا دهانش را باز میکند، مادرش شگفتزده میشود، زیرا تمام کهکشانها و جهان هستی را درون دهان او میبیند.
مانند والدین کریشنا، ما هم اغلب درگیر زندگی روزمرهی خود هستیم و ممکن است ارتباط خود را با معنای والاتر زندگی فراموش کنیم.اما با تعهد به *یادآوری*، همیشه میتوانیم به این آگاهی دست یابیم. وقتی در وضعیت کودک خم میشویم و زمین را لمس میکنیم، میتوانیم *بیشتر ببینیم*—شاید فقط لحظهای،اما همین لحظه میتواند ما را به هدف والاترمان در زندگی متصل کند. بالاسانا به ما کمک میکند تا تعادل را میان خودِ روزمره و ارتباط والاترمان—عشق—بیابیم.
با بالاسانا بیشتر آشنا شدهاید؟ اکنون تمرین خود را با این مراحل ساده آغاز کنید و در صورت نیاز، آن را متناسب با بدن خود تغییر دهید!
در حالت زانو زده بنشینید، باسن خود را روی پاشنهها قرار دهید. دستانتان را روی رانها یا در کنار بدن بگذارید و به آرامی نفس بکشید، شانهها را رها کنید.
روی زانوها خم شوید.در زمان خود، هنگام بازدم، نیمتنهی خود را روی رانها قرار دهید. دستان خود را به جلو دراز کنید، کف دستها رو به زمین باشد یا در کنار بدن با کف دستهای رو به بالا بگذارید. هر دو روش را امتحان کنید و ببینید کدام حس بهتری به شما میدهد!
پیشانی خود را روی زمین، یک بلوک، بالش یا دستانتان قرار دهید. گردن خود را آرام کنید.
اجازه دهید بدنتان در وضعیت کودک استراحت کند. به تنفس خود توجه کنید و احساسات بدنتان را مشاهده کنید.
برای خروج از وضعیت،به آرامی بدن خود را بالا بیاورید و دوباره روی پاشنهها بنشینید. چند لحظه بنشینید و تأثیر این حرکت را در بدن خود احساس کنید.
اگر باردار هستید یا بدن شما درشتتر است، یا اگر دچار گرفتگی در کمر و لگن هستید، میتوانید یک بالش زیر شکم خود قرار دهید تا فشار کمتری احساس کنید.
یک پتوی تاشده زیر زانوها یا کل بدن قرار دهید تا مفاصل راحتتر باشند.
اگر مچ پاهایتان درد میگیرد، یک حولهی لوله شده زیر ساق پاهایتان بگذارید.
قرار دادن زانوها در حالتهای مختلف را امتحان کنید—نزدیک به هم برای کشش بیشتر در کمر، یا بازتر از عرض بدن برای ایجاد فضای بیشتر در لگن.
با الهام از کودک درون خود، با سبکی، روشنی،و شادی وارد وضعیت بالاسانا شوید. زندگی همیشه نباید سنگین باشد!
شما میتوانید از طریق پر کردن فرم یا تماس تلفنی با ما در ارتباط باشید.